سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

220

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

هذا منازل لا يرتد عن عققى * فخذ بحقى يا رحمن من ولدى و شلّ منه بحول منك جانبه * يا من تقدّس لم يولد و لم يلد « 1 » . ( 1 ) مىگويد : به خدا قسم ، هنوز سخن وى تمام نشده بود كه اين بلايى كه مىبينيد بر من نازل شد آنگاه طرف راست بدنش را نشان داد كه خشكيده است ، گفت : همواره در صدد كسب رضاى او بر آمده و برايش كوچكى كردم و درخواست بخشش و گذشت نمودم تا اين كه دلش به حال من سوخت و وعده داد ، به آنجا كه بر من نفرين كرده ، بيايد و در همان‌جا براى من دعا كند . مىگويد : من او را به شترى كه تازه زايمان كرده بود سوار كردم و خود به دنبالش راه افتادم تا به وادى اراك رسيديم ، پرنده‌اى از درختى پرواز كرد و آن شتر را رم داد و پدرم را بين سنگها پرت كرد و سرش شكست و از دنيا رفت و در همان جا به خاك سپردم و خود نااميد آمدم و بزرگترين چيزى كه من رو به رويم اين است كه جز گرفتار به عقوق پدر چيزى از خود نمىدانم . ( 2 ) امام حسن ( ع ) مىگويد : پدرم پس از شنيدن سخنان وى فرمود : بشارت باد ترا كه يارى خدا بر تو فرا رسيد ، سپس دو ركعت نماز خواند و به او دستور داد كه نيم‌تنه‌اش را بنماياند و چند بار براى او دعا كرد و مرتب بازگو مىكرد و دستش را به آن طرف خشك‌شدهء بدن او مىكشيد تا سلامتى را بازيافت نزديك بود كه هوش از سرش برود ، پدرم به وى گفت : اگر پدرت قبلا براى تو دعا نكرده بود من دعا نمىكردم ، آنگاه فرمود : پسران من از دعاى والدين بترسيد زيرا در دعاى ايشان رشد و بهبودى و بيچارگى و نابودى نهفته است . ( 3 ) سخن على عليه السلام درباره قوس قزح ( رنگين كمان ) سدى از استادان خود نقل كرده ، مىگويد : روزى امير المؤمنين به آسمان نگريست و

--> ( 1 ) اى كسى كه حاجيان ، راه سرزمين حجاز را از راه دور و نزديك به سوى او درمىنوردند همانا من به درگاه تو آمده‌ام ، اى كسى كه هيچ درخواست كننده‌اى كه به تو يكتاى بىنظير پناهنده شود نااميد نمىكنى ! اين جايگاههاى غير قابل برگشت از عاق‌كردنهاى من است پس اى خداى رحمان حق مرا از فرزندم بگير و به قدرت خود يك طرف بدنش را فلج كن اى خدايى كه منزّهى ، نه كسى از او زاييده و نه او از كسى ! زاييده شده است .